دسته‌ها
حقوق و وکالت منتشر شده

ابلاغیه اوراق قضایی؛ ابلاغ واقعی یا قانونی؟ بررسی آثار هر یک و سامانه ثنا

وقتی دعوایی در دادگاه مطرح می‌کنید باید منتظر برگه‌هایی از طرف دادگاه باشید که به آن‌ها اوراق ابلاغیه می‌گویند. ابلاغ یکی از قسمت‌های مهم دعوا است زیرا ابلاغ شما را در جریان پرونده خودتان قرار خواهد داد با در دست داشتن برگه ابلاغیه شما در صورتی که خوانده دعوا باشید (یعنی کسی که علیه او دعوا طرح شده.) می‌توانید دلیل این ابلاغ را در خود برگه ابلاغیه ببینید و حتی ضمانت عدم حضور شما در دادگاه نیز در همین برگه به شما تذکر داده شده است. این ابلاغ از اهمیت ویژه‌ایی برخوردار است پس بهتر است آن را نادیده نگیرید و به مطالعه راجع به این موضوع بپردازید.

 

شیوه های ابلاغ اوراق قضایی

ابلاغ واقعی | ابلاغیه

یعنی اوراق قضایی مستقیما تحویل مخاطب می‌گردد و از او رسید گرفته شود. موارد مختلف ابلاغ واقعی را در ادامه ذکر خواهیم کرد.

اگر محل اقامت مخاطب خارج از حوزه قضایی دادگاه ابلاغ کننده بود طبق ماده ۷۷ آیین دادرسی مدنی باید دفتر ابلاغ کننده از دفتر ابلاغ محل اقامت مخاطب بخواهد که اوراق به او ابلاغ شود.

اگر مخاطب در زندان یا بازداشتگاه باشد اوراق توسط اداره زندان به مخاطب ابلاغ می‌شود.

اگر مخاطب کارمند دولت یا موسسات عمومی یا شرکت‌های دولتی باشد اوراق به کارگزینی مربوطه ارسال می‌شود و ابلاغ توسط کارگزینی یا رئیس کارمند صورت می‌گیرد.

اگر مخاطب خارج از کشور باشد ابلاغ از طریق کنسولگری یا سفارت ایران در آن کشور صورت می‌گیرد.

وقتی‌ مخاطب خانم است اگر در منزل شوهر ساکن است ابلاغ به آنجا صورت میگیرد وگرنه حسب مورد به منزل شخصی یا محل کارش ابلاغ می‌شود‌.

اگر مخاطب وکیل داشت ابلاغ به وکیل او صورت می‌گیرد.

ابلاغ قانونی | ابلاغیه

یعنی اوراق مستقیما تحویل مخاطب نمی‌شود مثلا به بستگان او تحویل می‌دهند.

 

ابلاغ برای اشخاص حقیقی و حقوقی | ابلاغیه

الف) ابلاغ واقعی به اشخاص حقیقی

ابلاغ اوراق در آدرس تعیین شده در دادخواست به مخاطب یک نوع ابلاغ واقعی است اگر ابلاغ در آدرسی غیر از آدرس تعیین شده بود مخاطب می‌تواند از گرفتن اوراق امتناع کند. گاهی ممکن است مخاطب صغیر یا مجنون باشد در این شرایط ابلاغ به ولی و یا قیم ایشان صورت می‌گیرد.

ب) ابلاغ قانونی به شخص حقیقی | ابلاغیه

ممکن است مامور ابلاغ به آدرس تعیین شده مراجعه کند اما مخاطب در آنجا حضور نداشته باشد در این صورت مامور می‌تواند اوراق را به بستگان تحویل داده یا مجددا مراجعه کند این ابلاغ قانونی است.

 

مواردی که ابلاغ قانونی صورت می‌گیرد

۱-امتناع مخاطب از قبول اوراق در آدرس اعلام شده. رویه بدین شکل است که اخطاریه در محل ابلاغ الصاق میشود و سایر اوراق به دادگاه برگردانده می‌شود تاریخ الصاق تاریخ ابلاغ است.

امتناع مخاطب از قبول اوراق در آدرسی غیر از آدرس اعلام شده هیچ ایرادی ندارد چون او موظف به قبول اوراق در سایر آدرس‌ها نیست‌.

۲- ابلاغ به بستگان یا خادمین مخاطب در آدرس تعیین شده: ابلاغ به بستگانی صحیح است که سن و وضعیت ظاهری ایشان برای درک اهمیت اوراق کافی باشد. ابلاغ به بستگان و خادمین در سایر آدرس‌ها باطل است. ابلاغ به دوستان و همسایه چون جزء بستگان محسوب نمی‌شود، باطل است.

۳-ابلاغ به منشی وکیل.

۴-ابلاغ به سرایدار ساختمان.

۵-ابلاغ به مخاطب مجهول‌المکان: از طریق نشر آگهی در روزنامه کثیرالانتشار. (مخصوص شخص حقیقی است)

۶- ابلاغ به مخاطبان غیر‌محصور یعنی خوانده دعوا بیش از یک نفر و غیر قابل شمارش است. مثلا اقامه دعوا علیه اهالی یک منطقه. در این حالت علاوه بر نشر آگهی باید یک نسخه از اوراق به یکی از مخاطبان ابلاغ شود مثلا به مسجد منطقه ابلاغ شود.

 

ابلاغ واقعی به اشخاص حقوقی

الف)ابلاغ به شخص حقوقی دولتی و عمومی، طبق ماده ۷۵ ایین دادرسی مدنی اوراق به رئیس دفتر مرجع مخاطب یا قائم مقام او ابلاغ می‌شود.

ب)ابلاغ به شخص حقوقی خصوصی، اوراق به مدیر عامل یا قائم مقام یا دارندگان حق امضا ابلاغ می‌شود.

نکته قابل ذکر این است که اگر شخص حقوقی ورشکسته شده باشد ابلاغ اوراق حسب مورد به اداره تصفیه یا مدیر تصفیه ‌صورت می‌گیرد.

 

ابلاغ قانونی به شخص حقوقی

الف) ابلاغ به شخص حقوقی دولتی و عمومی، در صورت امتناع رئیس دفتر یا قائم مقام او مراتب در برگ اخطاریه قید و تمام اوراق اعاده می‌شود. این گزارش به منزله ابلاغ قانونی است.

ب) ابلاغ به شخص حقوقی خصوصی، اگر مدیر عامل و قائم مقام و دارندگان حق امضا همگی از اخذ اوراق امتناع کنند اوراق اعاده می‌شود و این به منزله ابلاغ قانونی است.

اگر افراد نامبرده در محل حاضر نباشند ابلاغ به مسئول دفتر شرکت صورت میگیرد این ابلاغ قانونی است اگر مسئول دفتر امتناع کرد اوراق اعاده می‌شود این ابلاغ قانونی محسوب می‌شود.

 

ابلاغ الکترونیکی

در گذشته ابلاغ به صورت فیزیکی و با دو روشی که گفته شد انجام می‌شد اما‌ امروزه ابلاغ‌ها به صورت الکترونیکی و با ثبت نام در سامانه ثنا انجام می‌شود.

اطلاعات ثبت شده در ثنا از قبیل آدرس و شماره تلفن سابقه قضایی محسوب می‌شود.

زمانیکه ابلاغ در ثنا صورت می‌گیرد چه رویت شود و چه نشود ابلاغ صورت گرفته است منتهی رویت آن‌ها به منزله ابلاغ واقعی و عدم رویت آن‌ها استنکاف از قبول اوراق قضایی محسوب می‌شود. لذا نوعی ابلاغ قانونی محسوب می‌گردد. در ابلاغ الکترونیکی مخاطب در صورتی می‌تواند اظهار بی‌اطلاعی کند که ثابت کند به لحاظ عدم دسترسی یا نقص در سامانه رایانه‌ای و سامانه مخابراتی از مفاد ابلاغ مطلع نشده است.

دسته‌ها
حقوق و وکالت منتشر شده

دستور تخلیه چگونه صادر می‌شود؟ نحوه و شرایط صدور و اعتراض به آن

امروزه با توجه به افزایش قمیت‌ها افراد زیادی به اجاره نشینی روی آورده‌اند اما همان طور که اجاره نشینی فوایدی دارد از طرفی هم می‌تواند باعث دردسر اشخاص شود. به این صورت که پس از اتمام مدت عقد اجاره کماکان مستاجر در ملک هست و حاضر به تخلیه آن نمی‌شود. در قانون به روابط بین موجر و مستاجر پرداخته شده است و یکی از این موضوعات گرفتن دستور تخلیه در صورت امتناع اشخاص از تخلیه ملک است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

اجاره

در قانون مدنی ایران به موجب اجاره ملکی مستاجر مالک منافع عین مستاجره می‌گردد.

اجاره دهنده را موجر، اجاره کننده را مستاجر، مورد اجاره را عین مستاجره می‌نامند.

قرارداد اجاره هم به صورت عادی هم به صورت رسمی تنظیم می‌شود. در قرارداد‌های عادی باید دو نفر شاهد قرارداد را امضا کنند تا در دادگاه سندیت داشته باشد و بتوان به آن استناد کرد.

 

شرایط گرفتن دستور تخلیه

۱.اتمام مدت اجاره.

۲.عدم پرداخت اجاره بها بیش از ۳ماه.

۳.تخلف از شرط عدم انتقال مال مورد اجاره به غیر. ( یعنی در قرارداد شرط شده مستاجر نمی‌تواند مال مورد اجاره را به دیگری اجاره دهد اما مستاجر شرط را رعایت نکند.)

۴.استفاده از مال مورد اجاره برای موارد غیرمشروع و غیرقانونی مثل اینکه مستاجر مال مورد اجاره را محل فساد قرار دهد.

 

نحوه گرفتن دستور تخلیه

اگر قرارداد اجاره رسمی باشد برای تخلیه باید به اداره ثبت رفت و درخواست صدور اجراییه از دفتر خانه به عمل آید. دفترخانه پس از صدور، اوراق اجراییه را در مدت ۲۴ ساعت و در سه نسخه با قید تخلیه محل مورد اجاره به دایره اجرای اسناد رسمی اداره ثبت اسناد و املاک ارسال کرده و آن اداره ظرف ۲۴ساعت نسبت به تشکیل پرونده و صدور ابلاغیه اقدام می‌کند.

مامور اجرا مکلف است ظرف ۴۸ ساعت اجراییه را به مستاجر ابلاغ کند.

مستاجر نیز موظف است ظرف ۳روز از تاریخ ابلاغ نسبت به تخلیه اقدام کند.

اگر قرارداد اجاره عادی باشد بسته به اینکه مال مورد اجاره مسکونی است یا تجاری است موجر باید به شورای حل اختلاف یا دادگاه رجوع کرده و دادخواست دستور تخلیه پر کند. دستور تخلیه‌ای که شورا صادر می‌کند پس از صدور ظرف ۲۴ ساعت به مستاجر به ابلاغ می‌شود و او از زمان ابلاغ ۳روز فرصت دارد تا ملک را تخلیه کند.

چنانچه مبلغ یا سندی از جانب مستاجر نزد شخص موجر است موجر باید آن را به دایره اجرا تسلیم کند تا حکم اجرا شود. این موضوع هم برای قرارداد رسمی و هم برای قرارداد عادی صدق می‌کند.

درصورتی که موجر مدعی است مستاجر به او یا ملک مورد اجاره خسارتی زده است نمی تواند خسارت را از پیش پرداخت مستاجر کم کند و باید برای رسیدن به حق خود شکایت جداگانه‌ای مطرح کند.

اگر در زمان اجرای دستور تخلیه به دلیل وقوع حوادث غیر‌مترقبه مستاجر قادر به تخلیه مورد اجاره نباشد و تقاضای مهلت کند مرجع قضایی با دادن مهلت به مستاجر برای یک نوبت و به مدت حداکثر یک ماه موافقت خواهد کرد.

 

ویژگی‌های مثبت  دستور تخلیه

۱.سرعت بالای صدور و اجرای دستور.

۲.هزینه طرح دستور تخلیه پایین است.

۳.برای صدور این دستور نیازی به حضور مستاجر در شورای حل اختلاف نیست.

 

اعتراض به دستور

این دستور برخلاف حکم تخلیه قابل اعتراض و تجدیدنظرخواهی نیست. طبق قانون در صورتی که دستور تخلیه مورد اجاره صادر شود و مستاجر نسبت به اصالت قرارداد مستند دستور تخلیه، شکایتی داشته باشد و یا مدعی تمدید قرارداد اجاره باشد باید شکایت خود را به دادگاه عمومی محل وقوع مال مورد اجاره تقدیم کند.

اعلام شکایت مانع اجرای دستور نمی‌شود مگر اینکه دادگاه شکایت مستاجر را مستند بداند. در این حالت پس از اخذ تامین متناسب با ضرر و زیان احتمالی موجر، قرار توقف عملیات اجرای تخلیه را صادر خواهد کرد.

توقف عملیات اجرایی این دستور امری مشکل است چون پس از ابلاغ دستور تخلیه به مستاجر، او باید ظرف ۳روز تخلیه کند وگرنه مامور اجرا، عین مستاجره را تخلیه می‌کند. لذا بعید است که مستاجر ظرف ۳روز دادخواست خود را به دادگاه بدهد و دادگاه هم در همان ۳روز تشکیل جلسه بدهد. پس بهترین راه حل اقدام از طریق دادرسی فوری است.

دسته‌ها
حقوق و وکالت منتشر شده

تجدید نظر خواهی از حکم چگونه به عمل می‌آید؟ آرای قابل تجدید نظر و بررسی مراحل آن

امروزه اگر پرونده‌ای در دادگاه بدوی در جریان باشد و نسبت به آن حکمی صادر شود این حکم در مهلت مقرر قابل تجدید نظر‌ خواهی است. و خوانده اگر نسبت به آن حکم معترض باشد و ادعا کند به‌ هر دلیلی حکم صادره خلاف عدالت است می‌تواند از طریق تجدید نظر خواهی ادعای خود را اثبات کند. درواقع تجدیدنظرخواهی یعنی اعتراض به رای صادره از دادگاه بدوی و درخواست رسیدگی مجدد به تمام یا بخشی از دعوا.

 

آرای قابل تجدید نظر و غیرقابل تجدید نظر

بعضی از آرای صادره از دادگاه بدوی قابل تجدیدنظرخواهی هستند و بعضی خیر.

آرای قابل تجدید نظر

۱.احکام صادره در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن بیشتر از ۳ میلیون ریال است.

۲.اگر در یک دادخواست، خواسته‌های متعدد درج شده باشد قابلیت تجدیدنظرخواهی نسبت به هر خواسته به‌صورت جداگانه باتوجه به نوع و بهای آن خواسته محاسبه می‌شود و مجموع آن‌ها حساب نمی‌شود.

۳.اگر دادگاه جزایی به تبع رسیدگی به امر کیفری به دادخواست حقوقی مبنی بر ضرر و زیان ناشی از جرم رسیدگی کند و درخصوص اصل مجرمیت و ضرر و زیان ناشی از جرم به‌نحو توامان رای دهد چنانچه جنبه کیفری رای قابل تجدیدنظر باشد حکم صادره راجع به ضرر و زیان هم به تبع آن قابل تجدیدنظر است.

۴.کلیه‌ی احکام صادره در دعاوی غیر مالی.

۵.اگر حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد حکم راجع به متفرعات دعوا مثل هزینه دادرسی هم قابل تجدیدنظر است.

۶.حکم عزل وصی یا قیم یا ضم امین، حکم حجر، بقای حجر، رد درخواست حجر، رد درخواست بقای حجر و رد درخواست رفع حجر قابل تجدیدنظر است.

۷.اگر حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد قرار قاطع صادر شده در آن دعوا هم قابل تجدیدنظر است.

آرای غیرقابل تجدید نظر

۱.حکم مستند به اقرار در دادگاه.

۲.حکم مستند به رای کارشناس که طرفین کتبا رای کارشناس را قاطع دعوا قرار داده باشند.

۳.توافق طرفین در اسقاط حق تجدیدنظرخواهی.

 

اصحاب دعوا

اصحاب دعوای تجدید نظر همان اصحاب دعوای نخستین می‌باشند همچنین اشخاص ثالث هم ممکن است در دعوای تجدیدنظر ایفای نقش کنند.

تجدید نظرخواه

کسی است که در دعوای نخستین محکوم شده باشد.

فقط نسبت به آن قسمت از رای که علیه او صادر شده است می‌تواند تجدیدنظرخواهی کند.

تجدیدنظرخوانده

کسی است که رای به نفع او صادر شده است چه اصحاب دعوای اصلی بوده است چه بعنوان ثالث در مرحله نخستین وارد شده است.

 

مهلت تجدیدنظر

طبق قانون مهلت تجدیدنظر برای اشخاص مقیم ایران ۲۰روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور ۲ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است.

اگر محکوم‌علیهم متعدد باشند چنانچه حداقل یکی از آن‌ها مقیم خارج از کشور باشد مهلت تجدیدنظر برای همگی آن‌ها ۲ماه است.

در مواردی مهلت تجدیدنظر بیش از ۲۰روز یا ۲ماه خواهد بود این موارد عبارتند از:

۱.فوت، حجر، ورشکستگی محکوم‌علیه | تجدید نظر

اگر در مهلت تجدیدنظر شخصی که حق تجدیدنظرخواهی دارد فوت کند یا محجور یا ورشکسته شود رای باید مجددا به وراث او یا قیم او یا مدیر تصفیه او ابلاغ شود.

۲.زوال سمت نماینده | تجدید نظر

اگر سمت شخصی که حق اعتراض به رای داشته زائل شود رای مجددا به شخصی که دارای سمت شده یا به خود اصیل ابلاغ می‌شود.

۳.عذر تجدیدنظرخواه 

طبق قانون محکوم‌علیه می‌تواند در صدرت وجود جهات عذرموجه دادخواست تجدیدنظر را پس از مهلت مقرر تقدیم کند.

جهات عذرموجه عبارتند از: ۱.بیماری مانع حرکت ۲. فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد ۳.حوادث قهری ۴.توقیف یا در حبس بودن.

ضمانت اجرای رعایت مهلت تجدیدنظر

اگر دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی تقدیم شود قرار رد دادخواست صادر می‌شود. این قرار ظرف ۲۰روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر است؛ رای دادگاه تجدیدنظر قطعی است.

 

آیین دادرسی تجدیدنظر و صدور رای

مرجع تجدیدنظر و تقدیم دادخواست

طبق قانون تجدیدنظرخواه باید دادخواست خود را به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا به دفتر بازداشتگاهی که در آن جا محبوس است تسلیم کند.

مرجع تجدیدنظر آرای دادگاه های عمومی و انقلاب هر حوزه‌ای، دادگاه تجدیدنظر مرکز همان استان است.

اگر دادخواست به دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا دفتر بازداشتگاه تسلیم شده این مراجع باید دادخواست را پس از ثبت به دادگاه صادرکننده رای مرحله نخستین بفرستند.

تکلیف دادگاه صادرکننده رای نخستین

دادگاه صادرکننده رای نخستین در قبال دادخواست تجدیدنظر تکالیفی دارد که در حالات مختلف متفاوت است.

۱. حالتی که دادخواست خارج از مهلت مقرر تقدیم شده باشد: اگر دادخواست بدون اعلام عذرموجه خارج از مهلت تقدیم شده باشد یا عذری که اعلام کرده موجه نباشد قرار رد دادخواست صادر می‌شود اما اگر عذر اعلام شده موجه باشد قرار قبولی دادخواست صادر می‌شود.

۲. حالتی که دادخواست ناقص تقدیم شده باشد: اگر دادخواست شرایط قانونی لازم را نداشته باشد ناقص است و باید در مهلت مقرر رفع نقص صورت بگیرد.

۳. حالتی که دادخواست در مهلت مقرر و کامل تقدیم شده باشد: مدیر دفتر دادگاه صادرکننده رای نخستین باید ظرف ۲روز یک نسخه از دادخواست و پیوست‌های آن را برای تجدیدنظرخوانده بفرستد تا ظرف ۱۰روز با تقدیم لایحه پاسخ دهد، پس از پایان ۱۰روز دفتر دادگاه پرونده را به مرجع تجدیدنظر می‌فرستد.

رسیدگی دادگاه تجدیدنظر

دادگاه تجدیدنظر از دو یا سه قاضی تشکیل می‌شود که هر رای را باید هر دو نفر امضا کنند.

الف. تصمیمات دادگاه تجدیدنظر در فرضی که دعوای تجدیدنظر قابل رسیدگی نباشد:

۱.برگشت دادن پرونده: در مواردی مثل وقتی که دادخواست تجدیدنظر ناقص باشد پرونده به دادگاه نخستین برگردانده می‌شود.

۲.اخطار رفع نقص و درصورت لزوم صدور قرار رد دعوای مرحله نخستین: اگر دادخواست دعوای نخستین ناقص باشد و دادگاه بدوی به آن توجه نکرده باشد دادگاه تجدیدنظر به دادخواست دهنده اخطار رفع نقص می‌دهد اگر اقدام نکرد دادگاه رای مرحله نخستین را فسخ و قرار رد دعوای مرحله نخستین را صادر می‌کند.

۳.صدور قرار عدم صلاحیت: اگر پرونده را به دادگاه تجدیدنظری که صالح نیست بفرستند آن دادگاه قرار عدم صلاحیت صادر کرده و پرونده را به دادگاه صالح می‌فرستد.

۴.صدور قرار رد دادخواست تجدیدنظر: وقتی دادخواست تجدیدنظر بدون عذرموجه خارج از مهلت قانونی تقدیم شود این قرار صادر می‌شود.

۵.صدور قرار رد دعوای تجدیدنظر: اگر سمت تجدیدنظرخواه محرز نباشد این قرار صادر می‌شود.

۶.صدور قرار عدم استماع دعوای تجدیدنظر: اگر رای تجدیدنظرخواسته به هر علتی قابل تجدیدنظر نباشد چنین قراری صادر می‌گردد.

ب. تصمیمات دادگاه در فرضی که دعوای تجدیدنظر قابل رسیدگی باشد:

۱.فسخ رای مرحله نخستین: دادگاه تجدیدنظر می‌تواند رای مرحله نخستین را فسخ کند.

۲.تایید رای مرحله نخستین: اگر دادگاه تجدیدنظر رای بدوی را بدون اشکال تشخیص بدهد آن را تایید می‌کند‌.

شکل رای تجدیدنظر

دادگاه تجدیدنظر مثل دادگاه بدوی ممکن است قرار یا حکم یا دستور صادر کند. در تمام مواردی که دادگاه تجدیدنظر رای قطعی صادر می‌کند این رای به‌صورت دادنامه درآمده و قضات آن را امضا می‌کنند سپس به اصحاب دعوا ابلاغ می‌شود.

رای صادره از دادگاه تجدیدنظر قطعی بوده و فقط در مواردی قابل فرجام است.

دسته‌ها
حقوق و وکالت منتشر شده

شرکت نسبی ؛ تشکیل انحلال مسئولیت شرکا. همه چیز درباره شرکت نسبی

یکی از انواع شرکت‌های تجاری، شرکت نسبی است و همانطور که از نام این شرکت مشخص است مسئولیت اشخاص در این شرکت به نسبت سرمایه‌ایی است که به شرکت آورده‌اند. یکی از مزایای شرکت نسبی این است که دیون شرکت ابتدائا باید از خود شرکت مطالبه شود نه سرمایه اشخاص، به همین جهت این نوع شرکت برای سرمایه گذاری بسیار مفید و سودآور است.

 

تعریف و اوصاف اساسی شرکت نسبی

شرکت نسبی بین دو یا چند شریک به منظور امور تجارتی تشکیل می‌گردد که در آن، درصورتی که دارایی شرکت در زمان انحلال برای تادیه دیون کافی نباشد هر شریک به نسبت سرمایه‌ای که به شرکت آورده مسئول تادیه دیون شرکت می‌باشد.

از اوصاف اساسی این شرکت می‌توان موارد زیر را نام برد:

۱.هر شریک به نسبت سهم‌الشرکه‌اش در قبال تمام دیون شرکت مسئول است.

۲.برای تاسیس آن حداقل سرمایه‌ای تعیین نشده است.

۳.نقل و انتقال سهم‌الشرکه با رای همه شرکا ممکن است.

۴.تعداد شرکا حداقل ۲شخص ( حقوقی، حقیقی ) است.

 

مسئولیت هر شریک در شرکت سهامی

قبل از انحلال شرکت دیون شرکت از خود شرکت مطالبه می‌شود اما بعد از انحلال اگر دارایی شرکت برای تادیه دیونش کافی نباشد هر شریک به نسبت سرمایه‌ای که با خود به شرکت آورده مسئول تادیه بخشی از دیون است هرچند مبلغی که او باید بپردازد از میزان سرمایه‌ای که او با خود به شرکت آورده بیشتر شود. مثلا اگر ده درصد سرمایه شرکت را تهیه کرده باید ده درصد دیون شرکت پس از انحلال را نیز بپردازد.

 

اسم شرکت

۱.در اسم شرکت باید عبارت ( شرکت نسبی ) درج شود.

۲.اسم شرکت باید متضمن حداقل نام یکی از شرکا باشد.

 

زمان تشکیل

شرکت نسبی زمانی تشکیل می‌شود که:

۱.تمام سرمایه نقدی پرداخت شود.

۲.تمام سرمایه غیرنقدی تقویم شده باشد.

۳.تشکیل شرکت نسبی منوط به ثبت نیست و قبل از ثبت تشکیل می‌شود.

 

مدیران در شرکت نسبی

۱.تعداد مدیران: ممکن است یک یا چند نفر باشد.

۲.انتخاب مدیران: ممکن است از بین شرکا یا خارج از شرکا باشد.

۳.مدت مدیریت: ممکن است محدود یا نامحدود باشد.

 

شیوه اخذ تصمیمات

در این خصوص قانون ساکت است و فقط در موارد خاصی اتفاق‌آرای شرکا را برای تصمیم گیری ضروری دانسته است. این موارد عبارتند از:

۱.انتقال سهم‌الشرکه هر شریک به شریک دیگر.

۲.اقدام یکی از شرکا به تجارتی از نوع تجارت شرکت یا ورود او به عنوان شریک ضامن یا شریک با مسئولیت محدود در شرکتی دیگر.

۳.یکی از موارد انحلال شرکت رضایت تمام شرکاست.

۴.درصورت فوت یا حجر یکی از شرکا بقای شرکت موقوف به رضایت سایر شرکاست.

 

رابطه طلبکاران با شرکت نسبی و شرکای شرکت نسبی

قبل از انحلال 

مطالبه دیون شرکت از خود شرکت صورت خواهد گرفت.

بعد از انحلال

 اگر دارایی شرکت کفاف مطالبات طلبکاران را ندهد طلبکاران می‌توانند بابت طلب خود به شرکای شرکت مراجعه کنند و از هریک از شرکا به نسبت سرمایه‌ای که به شرکت آورده‌اند بخشی از دیون را مطالبه کنند.

 

رابطه طلبکاران شرکت با طلبکاران شرکا

درصورت انحلال شرکت نسبی، اموال شرکت ابتدا به مصرف تادیه دیون خود شرکت می‌رسد و قبل از تادیه دیون خود شرکت، طلبکاران شخصی خود شرکا حقی بر آن اموال ندارند اما اگر دارایی شرکت کفاف دیون را نکند طلبکاران شرکت می‌توانند به شرکا رجوع کنند و دراین صورت طلبکاران شرکت و طلبکاران شخصی خود شرکا حق تقدمی بر یکدیگر ندارند.

 

تهاتر در شرکت نسبی

اگر شخصی مدیون شرکت است و درعین حال از یکی از شرکا طلبکار باشد چه قبل از انحلال و چه بعد از انحلال نمی‌تواند به تهاتر استناد کند.

اگر شخصی طلبکار از شرکت و درعین حال مدیون یکی از شرکا باشد:

۱.قبل از انحلال، نمی‌تواند به تهاتر استناد کند.

۲.بعد از انحلال، اگر طلبی که طلبکار از شرکت دارد وصول نشود می‌تواند در برابر شریک به تهاتر استناد کند توجه داشته باشید که شخص نمی‌تواند در ابتدا به تهاتر استناد کند بلکه اول باید طلب خود را از شرکت وصول کند و اگر طلب او وصول نشد به تهاتر استناد کند.

 

حقوق طلبکاران شخصی شرکا

طلبکاران شخصی شرکا:

۱.نمی‌توانند طلب خود را از دارایی شرکت وصول کنند.

۲.می‌توانند طلب خود را از سهمی که مدیونشان از منافع شرکت دارد وصول کنند.

۳.می‌توانند طلب خود را از سهمی که درصورت انحلال شرکت به مدیون آن‌ها تعلق می‌گیرد وصول کنند.

 

تاثیر انتقال سهم‌الشرکه در مسئولیت شرکا

اگر پس از آن که شرکت نسبی تشکیل می‌شود کسی به عنوان شریک به شرکت بپیوندد نسبت به دیونی که قبل از ورود او به شرکت حاصل شده نیز با دیگر شرکا به نسبت سهم‌الشرکه‌اش مسئولیت نسبی دارد.

اگر برخلاف این ترتیب بین شرکا قراری گذاشته شده باشد این قرار دربرابر ثالث غیرقابل استناد است اما در رابطه بین خود شرکا قابل استناد است.

 

انحلال شرکت نسبی

طبق قانون تجارت انحلال شرکت نسبی به موجب موارد زیر رخ می‌دهد:

۱.وقتی که شرکت برای انجام موضوع خاصی تشکیل شده باشد و آن موضوع را به پایان رسانده یا انجام آن غیرممکن شده باشد.

۲.وقتی که شرکت برای مدت معین تشکیل شده باشد و آن مدت منقضی شده باشد مگر اینکه قبل از انقضا تمدید شود.

۳.درصورت ورشکستگی.

۴.درصورت تصمیم تمام شرکا.

۵.اگر یکی از شرکا انحلال شرکت را تقاضا کند.

۶.درصورت فسخ شرکت توسط یکی از شرکا.

۷.درصورت ورشکستگی یکی از شرکا.

۸.درصورت درخواست طلبکاران یکی از شرکا.

۹.درصورت فوت یا محجوریت یکی از شرکا.

دسته‌ها
حقوق و وکالت منتشر شده

شرکت با مسئولیت محدود ؛ تشکیل انحلال مسئولیت شرکا. همه چیز در خصوص این شرکت

امروزه شرکت‌های زیادی در حال تاسیس هستند و تعداد آن‌ها رو به افزایش است. اما شرکت‌هایی که میخواهند تشکیل شوند باید یکی از قالب‌های مشخص شده در قانون تجارت را دارا باشند. شرکت با مسئولیت محدود از این دست قالب‌های معرفی شده در قانون تجارت است و شرکت‌ها در صورت رعایت تشریفات و شرایط مشخص شده در قانون به این شرکت تبدیل می‌شوند. اهمیت این قالب‌ها از این جهت است که هر کدام از آن‌ها دارای آثار متفاوتی از یکدیگرند که در حقوق اشخاص و سرمایه گذاران در این شرکت‌ها بسیار تاثیرگذار است. شرکت با مسئولیت محدود نیز دارای ویژگی‌ها و آثار مخصوص به خود است که به آن می‌پردازیم.

 

تعریف و اوصاف اساسی

شرکت با مسئولیت محدود بین دو یا چند شریک و به‌منظور امور تجاری تشکیل می‌شود که در آن مسئولیت هریک از شرکا به میزان سرمایه‌ای است که به شرکت آورده است و بیش از آن مسئولیتی ندارد.

از اوصاف اساسی این شرکت می‌توان موارد زیر را نام برد:

۱.در این شرکت هر شریک فقط به میزان سهم‌الشرکه‌اش در قبال دیون شرکت مسئول است.

۲.برای تاسیس این شرکت حداقل سرمایه‌ای تعیین نشده است.

۳.شیوه‌های اداره این شرکت از شرکت‌های تضامنی و نسبی کامل‌تر است.

۴.در تصمیم گیری برای اداره این شرکت رای اکثریت ملاک است.

 

تعداد شرکا و مسئولیت آن‌ها

تعداد شرکا در این شرکت حداقل دو شخص ( چه حقیقی چه حقوقی ) است.

در این شرکت هر شریک فقط به میزان سرمایه‌ای که با خود به شرکت آورده در برابر دیون و تعهدات شرکت مسئول است و اگر دارایی شرکت کفاف دیونش را ندهد کسی مسئول نیست.

البته این اصل استثنائاتی هم دارد که عبارتند از:

۱.وقتی در نام شرکت عبارت ( با مسئولیت محدود ) قید نشده باشد مسئولیت شرکا در برابر اشخاص ثالث بخاطر دیون شرکت، تضامنی خواهد بود.

۲.وقتی اسم شرکت متضمن نام یکی از شرکا باشد شخص مذکور در برابر ثالث مسئول تادیه کلیه دیون است.

۳.شرکا بابت قیمتی که برای سهم‌الشرکه‌های غیرنقدی تعیین کرده‌اند مسئولیت تضامنی دارند پس اگر سهم‌الشرکه‌های غیرنقدی به مبلغی بیش از قیمت واقعی تقویم شده باشند شرکا نسبت به مابه‌التفاوت قیمت واقعی و قیمت تقویم شده مسئولیت تضامنی دارند.

۴.درصورت بطلان این شرکت آن دسته از شرکایی که بطلان مستند به عمل آن‌هاست و مدیرانی که درحین حدوث سبب بطلان سرکار بوده‌اند اگر مرتکب تقصیر شده باشند در برابر زیان دیدگان مسئولیت تضامنی دارند.

 

اسم شرکت

در اسم شرکت باید واژه ( با مسئولیت محدود ) درج گردد.

در قانون ضمانت اجرای تمرد از درج این عبارت آمده است که درصورت عدم درج عبارت ( با مسئولیت محدود ) در نام شرکت، شرکت در برابر ثالث شرکت تضامنی محسوب شده و تابع مقررات آن است.

اما باید توجه داشت که منظور قانون‌گذار فقط این بوده که مسئولیت شرکا در برابر ثالث تضامنی می‌شود.

اسم شرکت نباید متضمن نام یکی از شرکا باشد وگرنه شخص مذکور در برابر ثالث مسئولیت تضامنی دارد و مسئول پرداخت کلیه دیون شرکت می‌شود.

 

زمان تشکیل شرکت

شرکت با مسئولیت محدود زمانی تشکیل می‌شود که:

۱.تمام سهم‌الشرکه‌های نقدی تادیه شود.

۲.تمام سهم‌الشرکه‌های غیر نقدی تقویم شده باشد.

باید توجه داشت که تشکیل این نوع شرکت منوط به ثبت نیست و قبل از ثبت، شرکت تشکیل می‌شود.

 

نقل و انتقال سهم‌الشرکه در شرکت با مسئولیت محدود

۱.سهم‌الشرکه نمی‌تواند به صورت اوراق تجاری قابل نقل و انتقال درآید.

۲.انتقال سهم‌الشرکه باید به موجب سند رسمی باشد چه منتقل‌الیه ثالث باشد چه از شرکای شرکت باشد.

۳.انتقال سهم‌الشرکه منوط است به رضایت عده‌ای از شرکا که حداقل سه چهارم سرمایه شرکت متعلق به آن‌ها باشد و اکثریت عددی را نیز داشته باشند.

۴.رضایت شرکا برای انتقال ارادی سهم‌الشرکه لازم است نه انتقال قهری که ناشی از ارث باشد.

 

مدیران در شرکت با مسئولیت محدود

۱.تعداد مدیران: محدودیتی در تعداد وجود ندارد.

۲.مدت مدیریت: محدودیتی در مدت وجود ندارد.

۳.انتخاب مدیران: از بین شرکا یا خارج از شرکا انتخاب می‌گردد.

۴.اختیارات مدیران: مدیران تمام اختیارات لازم برای اداره شرکت را دارا هستند مگر اینکه اساسنامه اختیارات آن‌ها را محدود کرده باشد.

 

شیوه اخذ تصمیمات در شرکت با مسئولیت محدود

تصمیمات مختلف در شرکت با مسئولیت محدود این گونه گرفته می‌شود:

۱. تغییر تابعیت شرکت: اتفاق آرا.

۲. اجبار یکی از شرکا به افزایش سهم‌الشرکه: اتفاق آرا.

۳. تغییر مفاد اساسنامه: موافقت اکثریت عددی شرکا که صاحب حداقل سه چهارم سرمایه هستند.

۴. موافقت با انتقال سهم‌الشرکه یکی از شرکا: موافقت اکثریت عددی شرکا که صاحب حداقل سه چهارم سرمایه هستند.

۵. انحلال شرکت: موافقت عده‌ای از شرکا که سهم الشرکه آن‌ها بیش از نصف سرمایه شرکت است.

۶. سایر تصمیمات: تعدادی از شرکا که حداقل نصف سرمایه را دارند باید در جلسه حاضر و با تصمیم موافق باشند. اگر در جلسه اول این اکثریت حاضر نشود شرکا مجددا دعوت می‌شوند و تصمیمات به اکثریت عددی شرکا اتخاذ می‌شود یعنی اگر اکثریت عددی شرکا در جلسه حاضر و با موضوع موافق باشند تصمیم مربوطه اتخاذ می‌شود.

 

انحلال شرکت با مسئولیت محدود

انحلال این شرکت به‌موجب موارد زیر اتفاق می‌افتد:

۱.شرکت برای موضوع خاصی تشکیل شود و آن موضوع را انجام دهد یا انجامش غیر‌ممکن شود.

۲. شرکت مدت‌دار باشد و مدت آن منقضی گردد و تمدید هم نشود.

۳. ورشکستگی.

۴. تصمیم عده‌ای از شرکا که سهم‌الشرکه آن‌ها بیش از نصف سرمایه شرکت باشد.

۵.درصورت جمع این شرایط:

الف. به واسطه ضررهای وارده به شرکت نصف سرمایه شرکت از بین رفته باشد.

ب. یکی از شرکا تقاضای انحلال کند.  

ج. سایر شرکا حاضر نباشند سهم او را بپردازند و او را از شرکت خارج کنند.

۶.درصورت فوت یکی از شرکا ( البته درصورتی که این امر به‌موجب اساسنامه پیش‌بینی شده باشد.)

دسته‌ها
حقوق و وکالت منتشر شده

تمکین و نشوز به چه معناست؟ ارتباط تمکین و نفقه چیست؟ تمکین چه انواعی دارد؟

تمکین یکی از موضوعات مهم و سرنوشت‌سازی است که در نتیجه و رای دادگاه اثر می گذارد. زن باید از مرد پیروی و تبعیت کند و در مقابل آن مرد نیز باید از خود حسن معاشرت نشان بدهد و همینطور موظف به دادن نفقه به زن است. اما ‌گاهی اوقات پیش می‌آید که زن در مواردی از مرد تبعیت نمی‌کند و مرد می‌تواند به این سبب از زن در دادگاه حقوقی شکایت و دادخواست الزام به تمکین زن را بدهد. همانطور که متوجه شدیم اطلاع داشتن از روند رسیدگی این دادخواست امر بسیار مهمی است که باید توسط مرد و همینطور زن پیگیری شود در ادامه به نحوه پیگیری به این دادخواست می‌پردازیم.

 

تمکین به چه معناست!؟

دارای دو معنا است یک معنای عام و یک معنای خاص.

تمکین به معنای عام

این عبارت مخصوص یکی از زوجین نیست. زن باید وظایف خود را نسبت به شوهر انجام بدهد و از او در حدود عرف و قانون اطاعت کند و به طور کلی ریاست خانواده از طرف مرد را بپذیرد. مرد نیز موظف به حسن معاشرت با زن است و باید نیاز‌های زن را در حد متعارف برآورده سازد و به او نفقه بپردازد.

تمکین به معنای خاص

داشتن رابطه جنسی است. زن به طور متعارف باید نزدیکی جنسی با شوهر را بپذیرد به جز مواردی که مانع موجه وجود داشته باشد. در این صورت می‌تواند از برقراری رابطه جنسی امتناع ورزد. این تنها وظیفه زن نیست و شوهر نیز مکلف است در حدود متعارف رابطه جنسی داشته باشد.

در مورد اینکه کدام وظایف را زن باید انجام بدهد تا تمکین محسوب شود باید به عرف محل (یعنی آن منطقه‌ایی که شخص زندگی می‌کند اینکار را جزء تمکین محسوب میکند یا خیر) و قانون مراجعه کرد. پس اگر زنی در مقابل درخواست شوهر مبنی بر نرفتن به خانه پدر و مادرش ایستاد و مخالفت کرد نمی‌شود بگوییم که زن تبعیت نکرده است.

 

ناشزه به چه کسی می‌گویند!؟

به زنی که بدون عذر موجه تمکین نکند ناشزه می‌گویند. ناشزه بودن یعنی نافرمانی یکی از زوجین ولی در قانون مدنی لفظ ناشزه فقط مخصوص زن است.

 

دادخواست تمکین زوجه

علی‌الاصول این دادخواست توسط مرد داده می‌شود. اگر زن بدون داشتن عذر موجه از مرد تبعیت نکند مرد می‌تواند دادخواست الزام به تمکین زن را بدهد. دادگاه این دادخواست را رسیدگی خواهد کرد و اگر در جلسه دادرسی زن دلایل قانع کننده و موجه‌ای مبنی بر عدم تمکین خود بدهد مثلا اگر زن با خطر جانی، مالی و یا حیثیتی مواجه باشد و خود یا شوهر بیماری دارند که فعلا امکان تمکین وجود ندارد این‌ها از مواردی هستند که مانع مشروع تلقی می‌شوند و اگر زن امتناع کند ناشزه محسوب نخواهد شد و دادخواست شوهر مبنی بر عدم تمکین زن رد خواهد شد.

 

نشوز بدون عذر موجه

 

اما اگر زنی بدون داشتن عذر موجه و دلیل از تمکین کردن خودداری کند دادگاه دادخواست مرد را می‌پذیرد و حکم به تمکین زن میدهد. این حکم به معنای الزام مادی و فیزیکی زن به داشتن رابطه جنسی نیست که این امر هم با شخصیت زن منافات دارد و هم با حقوق زن سازگار نیست و همین‌طور این یک حکم غیر‌عملی و بی فایده است.

 

استحقاق یا عدم استحقاق نفقه

 

یکی از مباحث مهمی که در تمکین وجود دارد این است که آیا زن مستحق گرفتن نفقه خواهد بود یا خیر!؟ در صورتی که حکم به رد دادخواست مرد داده شود زن مستحق گرفتن نفقه و مرد ملزم به دادن نفقه است. اما اگر این دادخواست پذیرفته شود و عدم تمکین زن محرز شود زن مستحق گرفتن نفقه نخواهد بود. اهمیت موضوع از آن جا مشخص می‌شود که در صورت اثبات یا عدم اثبات آن، نتایج دیگری مثل استحقاق نفقه و در پی آن حق طلاق را به دنبال خواهد داشت و نحوه رسیدگی به دادخواست تمکین از اهمیت ویژه‌ایی برخوردار است.

 

دسته‌ها
حقوق و وکالت منتشر نشده

الزام به تنظیم سند رسمی چگونه امکان‌پذیر است؟ دادگاه چگونه رسیدگی می‌کند؟ اجرای این حکم

در طول زندگی ممکن است نقل و انتقالات زیادی انجام بدهیم و اسناد زیادی را جابه‌جا کنیم. بسیاری از افراد برای آسانی کار و یا اهداف دیگری به دنبال تنظیم سند رسمی نیستند و به یک سند عادی بسنده می‌کنند و از طریق همان سند عادی شروع به نقل و انتقال مال مورد نظر خود می‌کنند که مشکلاتی را نیز در پی خواهد داشت به همین علت پس از فروش و انتقال مال برخی افراد از مالک قبلی خواستار تنظیم یک سند رسمی هستند تا از بروز مشکلاتی در آینده بکاهند اما برخی از مالکین قبلی از تنظیم سند خودداری کرده و خریدار را با مشکلاتی روبه رو می‌کنند. اما راه حل این مسئله چیست؟! آیا خریدار باید به سند عادی بسنده کند یا می‌تواند اقدامات قانونی مبنی بر الزام تنظیم سند رسمی را انجام دهد؟ قطعا قانون در این باره نیز چاره‌ایی اندیشیده است که به آن خواهیم پرداخت.

 

 

اسناد رسمی و امتیازات آن‌ها | الزام به تنظیم سند رسمی

اسنادی که در اداره ثبت اسناد و املاک و یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر ماموران رسمی در محدوده صلاحیت آن‌ها طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشد سند رسمی محسوب می‌شود. اسناد رسمی امتیازات زیر را دارند:

۱.لازم‌الاجرا بودن مفاد اسناد رسمی.

۲.اعتبار مفاد این اسناد درباره طرفین و قائم مقام آن‌ها.

۳.عدم استماع انکار و تردید در مقابل اسناد رسمی.

 

طرح دعوای الزام به تنظیم سند رسمی

اسناد عادی هیچ یک از امتیازات اسناد رسمی را ندارند. به راحتی می‌توان آن‌ها را جعلی خواند و مورد انکار یا تردید قرار داد. همچنین طرفین قرارداد خود را ملزم به رعایت شروط قرارداد نمی‌دانند. به همین دلیل معمولا خریدار خواهان تنظیم سند رسمی است و اگر فروشنده درحالیکه براساس قانون یا به صورتی الزام آور متعهد به واگذاری و انتقال سند مالکیت قطعی مال باشد و از انجام داوطلبانه آن برای انجام تعهدی که دارد خودداری کند خواهان در دادگاه دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی ارائه می‌کند تا قاضی فروشنده را ملزم به تنظیم سند رسمی کند.

خواهان برای اثبات ادعای خود در دادگاه باید مدارک لازم را ارائه کند یکی از این مدارک قرارداد مکتوب بین خریدار و فروشنده است. اگر خواهان مبایعه‌نامه‌ای نداشته باشد بعید است که در دعوا به نتیجه مطلوب خود برسد. وجود مبایعه‌نامه به تنهایی کافی نیست و باید فروشنده تعهد به انتقال سند داده باشد وگرنه کار پیچیده می‌شود. در واقع می‌توان گفت وجود مبایعه‌نامه‌ای که صراحتا و غیر مشروط تعهد به انتقال مال مورد معامله را جزء تعهدات فروشنده آورده باشد نتیجه دعوا را قبل از اقامه در دادگاه مشخص می‌کند.

 

مرجع صالح برای رسیدگی به دعوا

براساس قانون آیین دادرسی مدنی مرجع صالح در اموال منقول و غیرمنقول متفاوت است(مال منقول مثل خودرو – مال غیرمتقول مثل زمین).

اگر موضوع دعوا یک مال منقول بود دعوا باید در اقامتگاه خوانده اقامه شود اما اگر موضوع دعوا یک مال غیر‌منقول بود دعوا باید در دادگاهی اقامه شود که مال غیرمنقول در حوزه آن قرار دارد.

 

اقدامات دادگاه

الف. احراز مالکیت خوانده: دادگاه از طریق استعلام ثبتی مالکیت خوانده نسبت به مال را احراز می‌کند.

ب. احراز پرداخت مبلغ معامله: دادگاه تحقیقات لازم را انجام می‌دهد تا محرز شود که خریدار پیش‌پرداخت را داده یا خیر و اگر داده است مابقی مبلغ را فراهم کرده باشد.

ج. احراز انجام معامله: دادگاه از راه‌های مختلفی مثل بررسی اصل مبایعه‌نامه احراز می‌کند که واقعا معامله‌ای صورت گرفته و قراردادی میان دو طرف نوشته شده است.

د. تحقیق درباره مورد معامله: دادگاه تحقیق می‌کند که مورد معامله در رهن بانک هست یا نه.

صدور حکم و اجرای آن

دادگاه پس از احراز مواردی که گفته شد به دلایل خواهان و خوانده رسیدگی می‌کند در صورتی که حق با خواهان بوده و خوانده دعوا از تنظیم سند رسمی به دلایل غیرموجه خودداری کرده باشد دادگاه خوانده را ملزم به تنظیم سند رسمی می‌کند. خوانده باید طی ۱۰روز نسبت به اجرای حکم اقدام کند.

اگر خوانده از اجرای حکم صادره سر باز زد و سند رسمی به نام خواهان تنظیم نکرد دادگاه با یکی از دفاتر اسناد رسمی هماهنگی‌های لازم را به عمل می آورد تا دفتر اسناد اقدام به تنظیم سند بکند و زمانیکه سند آماده شد به دادگاه اطلاع بدهد و دادگاه نماینده خود را بفرستد تا به جای خوانده سند را امضا کند و تنظیم سند رسمی، نهایی شود.

اگر پس از محکومیت مالک رسمی به تنظیم سند و صدور اجراییه، به هر دلیلی امکان الزام مالک به تنظیم سند رسمی وجود نداشته باشد خواهان می‌تواند قرارداد را فسخ کند و تمام خسارت‌های خود را از خوانده بگیرد.

 

دسته‌ها
حقوق و وکالت منتشر شده

شرکت سهامی عام چیست؟ شرایط تشکیل، حداقل سرمایه و انواع مجامع این شرکت

امروزه بازار بورس بسیار داغ است و افراد زیادی به فعالیت‌های بورسی علاقه‌مند شده‌اند و سعی در سرمایه‌گذاری در این شرکت‌های موجود در بورس کرده‌اند. همانطور که می‌دانیم شرکت‌های مختلفی وجود دارند از جمله شرکت‌های تضامنی، با مسئولیت محدود و شرکت سهامی و…که هرکدام از آنان شرایط و ویژگی‌های خاص خود را دارند که می‌تواند در سود و ضرر شما بسیار تاثیر‌گذار باشد. در این مطلب ما به شرکت‌ سهامی عام‌ پرداخته‌ایم.

 

شرکت سهامی

شرکتی است که سرمایه آن به قطعات مساوی به نام سهم تقسیم گشته و مسئولیت صاحبان سهام در قبال بدهی‌های شرکت به اندازه مبلغ اسمی سهام آن‌ها است. شرکت سهامی طبق قانون تجارت شرکت بازرگانی محسوب می‌شود، هرچند موضوع آن بازرگانی نباشد.

 

شرکت سهامی عام

یکی از اقسام شرکت‌های سهامی است که قسمتی از سرمایه اولیه آن توسط موسسین این شرکت تامین می‌شود و قسمت دیگر به عرضه عمومی گذاشته می‌شود تا توسط مردم تامین بشود. مردمی که سهام شرکت را خریداری می‌کنند در اصطلاح تجارتی پذیره‌نویس نام دارند و این عمل خرید سهام، پذیره‌نویسی نام دارد.

 

اوصاف اساسی شرکت سهامی عام

۱_ مسئولیت سهام‌داران در این شرکت به میزان سهامشان است.

۲_ در تصمیم‌گیری برای اداره این شرکت اکثریت آراء ملاک است منتهی منظور اکثریت سرمایه‌ای است. یعنی عده‌ایی از شرکا که بیش از نصف سرمایه شرکت را دارا هستند.

۳_ نقل و انتقال این نوع سهام بسیار ساده است.

۴_ برای تاسیس آن حداقل سرمایه تعیین شده ۵ میلیون ریال است.

 

آثار شخصیت حقوقی شرکت‌های سهامی

 شرکت‌های سهامی شخصیتی مستقل از شرکا دارند آن‌ها خود دارای شخصیت حقوقی هستند. بنابراین آثاری بر این شخصیت حقوقی بار می‌شود که عبارتند از:

۱_ شرکت باید نام داشته باشد. عبارت (شرکت سهامی عام ) حتما باید قبل یا بعد از شرکت بیاید. وگرنه شرکت دیگر سهامی عام نخواهد بود و شرکت تضامنی محسوب خواهد شد.

۲_اقامتگاه شرکت که مرکز اصلی شرکت است در اساسنامه تعیین می‌شود و تغییر اقامتگاه چون به معنای تغییر اساسنامه است در صلاحیت مجمع عمومی فوق‌العاده است.

۳_ تابعیت شرکت بستگی به اقامتگاه دارد، تابعیت تغییر نخواهد کرد مگر با رضایت همه.

۴_ سرمایه شرکت مستقل از سرمایه شرکا است و مخصوص خود شرکت است.

 

تشکیل شرکت سهامی عام

برای تشکیل شرکت ابتدا موسسین شرکت باید حداقل ۲۰٪ سرمایه شرکت را تعهد کرده و لااقل ۳۵٪ مبلغی که تعهد کرده‌اند را در حساب بانکی به نام شرکت در شرف تاسیس بسپارند. سپس مدارکی که باید به امضای همه آنها رسیده باشد به مرجع ثبت شرکت ها تسلیم کنند.

پس از اینکه اداره ثبت شرکت‌ها اجازه پذیره‌نویسی داد و آن را مطابق با قانون دانست موسسین می‌توانند اعلامیه پذیره‌نویسی را در روزنامه‌ها و بانکی که تعهد سهام در آن است در معرض دید همگان قرار دهند. پس از آن افراد علاقه‌مند به بانک مراجعه کردند تعداد سهم مورد نظر را می‌خرند و برگه تعهد سهم را امضا می‌کنند و به هر میزان که سهام خریدند ۳۵٪ آن را همان لحظه پرداخت می‌کنند و ما‌بقی را متعهد می‌شوند.

امضای ورقه تعهد سهم در بانک به خودی خود مستلزم قبول اساسنامه و تصمیمات مجمع عمومی شرکت است.

 

ارکان تشکیل دهنده شرکت سهامی عام

۱-رکن تصمیم‌گیرنده (مجمع).

۲- رکن اداره‌کننده (هیات مدیره).

۳- رکن نظارت‌کننده (بازرسان).

 

انواع مجمع

 

۱-مجمع موسس

ترکیب مجمع عمومی موسس بدین صورت است که باید حداقل کسانی که نصف سرمایه را تعهد کرده‌اند اعم از پذیره‌نویسان و موسسان حاضر شوند.

اگر در اولین جلسه این حدنصاب برای تشکیل مجمع حاضر نشدند  مجددا باید آگهی شود و در جلسه دوم باید حداقل یک سوم دارندگان سرمایه حاضر شوند‌.

حد نصاب تصمیم گیری دو سوم آرای حاضرین است اگر مجمع موسس بازهم به حدنصاب نرسید و تشکیل نشد شرکت منحل می‌شود چون اساس شرکت سهامی، مجمع موسس است.

 

صلاحیت و وظایف مجمع عمومی موسس

 

۱-احراز پذیره‌نویسی کلیه سهام شرکت.

۲- تصویب آورده غیرنقد موسسین.

۳- تصویب اساسنامه شرکت.

۴- انتخاب یک روزنامه کثیر‌الانتشار برای درج آگهی‌های شرکت تا تشکیل اولین مجمع عمومی عادی.

۵- انتخاب اولین مدیران و بازرسان: آن‌ها باید کتبا قبول سمت کنند از تاریخ قبول کتبی سمت توسط آنان شرکت تشکیل شده محسوب می‌شود.

 

۲-مجمع عمومی عادی

مجمع عادی سالی یکبار تشکیل می‌شود و زمانیکه حداقل بیش از نصف سرمایه در جلسه حاضر شوند جلسه رسمیت می‌یابد و اگر جلسه اول به حد نصاب نرسید. جلسه دوم با حضور هر تعداد از سهامداران تشکیل می‌شود.

 

صلاحیت و وظایف مجمع عمومی عادی

 

۱-رسیدگی به صورت‌های مالی شرکت.

۲- تصویب تقسیم سود و اندوخته بین سهام داران.

۳- تعیین مدیران و بازرسان.

۴-تعیین حق‌الزحمه اعضای هیات مدیره و پاداش آنها.

 

۳-مجمع عمومی فوق‌العاده

این مجمع به موارد خاص رسیدگی می‌کند و جلسات این مجمع با حد نصاب حضور ٪۵۰+۱ نفر رسمیت می‌یابد.

اگر جلسه اول به حدنصاب نرسید جلسه دوم با حضور بیش از یک سوم رسمیت می‌یابد.

صلاحیت و وظایف

۱-تغییر در موارد اساسنامه.

۲-تغییر در سرمایه شرکت.

۳-انحلال شرکت قبل از موعد.

۴-ترتیب دادن سهام ممتاز.

۵-تغییر در امتیازات وابسته به سهام ممتاز.

۶-تصمیم راجع به انتشار اوراق قرضه. (امروزه انتشار اوراق قرضه به علت ربوی بودن ممنوع است.)

۷-تصمیم در خصوص تبدیل سهام بی‌نام به با نام و برعکس.

دسته‌ها
حقوق و وکالت منتشر شده

چک چیست؟ صدور چک پرداخت نشدنی چه عواقبی دارد؟ شرایط شکایت کیفری از چک

چک یک واژه آشنا برای همه افراد است به این صورت که حداقل یک نفر از اعضای هر خانواده دارای دسته‌چک است. در گذشته این سند تجاری تنها مخصوص تجار بوده است که با آن معاملات تجاری انجام می‌دادند. اما امروزه بسیاری از افراد از این سند تجاری استفاده می‌کنند. در صورت استفاده صحیح از آن بسیار مفید و سودمند است و از دردسرهای زیادی جلوگیری می‌کند. اما به همین اندازه می تواند اشخاص را دچار مشکلات زیادی بکند. در ادامه سعی کرده‌ایم به تعریف و مزایای قانونی آن بپردازیم.

 

تعریف 

چک برگه‌ای چاپی است که توسط بانک‌ها چاپ و در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد. صادر‌کننده آن را به شخصی می‌دهد که از او طلبکار است تا با ارائه آن به بانک طلب را از حساب او بردارد.

رسیدگی به کلیه شکایات مربوط به آن در دادسرا و دادگاه تا خاتمه دادرسی، فوری و خارج از نوبت انجام می‌پذیرد.

صدور چک پرداخت نشدنی قابل تعقیب کیفری است و می‌توان ضمن طرح شکایت کیفری با ارائه درخواست وصول مبلغ مندرج در آن، با تشریفات کمتر و سریعتر و کم‌هزینه‌تر به مبلغ چک رسید.

نحوه صحیح نوشتن چک نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است.

 

طرح شکایت کیفری

برای طرح شکایت کیفری دارنده این سند تجاری با رجوع به دادسرا اقدام به طرح شکایت از صادرکننده بخاطر صدور چک غیرقابل پرداخت می‌کند. صدور چک غیرقابل پرداخت، طبق قانون عنوان کیفری دارد و قابل مجازات است.

ابتدا باید دارنده با رجوع به دادسرا خواستار تعقیب کیفری صادرکننده شود. پس از انجام تحقیقات مقدماتی در دادسرا و صدور کیفرخواست، دادگاه کیفری برای شخصی که اقدام به صدور چک پرداخت نشدنی کرده است مجازات مقرر می‌کند. دارنده برای مطالبه مبلغ چک و خساراتی که به او وارد شده است باید دادخواستی تنظیم کرده و آن را به همان دادگاه کیفری تقدیم کند.

 

چک‌های قابل شکایت کیفری

شروط زیادی در این امر دخیل هستند برای مثال باید حال باشد یعنی به محض دریافت قابل وصول باشد و به تاریخ مثلا یک سال بعد نباشد. نباید سفید امضا باشد. در روی چک شروطی برای پرداخت مبلغ آن ذکر نشده باشد. که جلو‌تر به وصف دقیق آن‌ها می‌پردازیم.

 

مشتکی‌عنه در شکایت صدور چک پرداخت نشدنی

بحث این است که علیه چه اشخاصی می‌توان طرح شکایت کیفری کرد؟؟؟

۱.فقط علیه صادرکننده می‌توان طرح شکایت کیفری کرد زیرا ضامنان و ظهرنویسان فقط مسئولیت حقوقی دارند.

۲.اگر چکی به نمایندگی از جانب شخص حقیقی یا حقوقی صادر شده باشد هم صادرکننده و هم صاحب حساب متضامنا مسئول پرداخت وجه هستند اما فقط می‌توان علیه نماینده طرح شکایت کیفری کرد. مگر اینکه آن نماینده ثابت کند عدم پرداخت مستند به عمل صاحب حساب بوده است.

۳.اگر صادرکننده فوت کند وراث او به دلیل اصل شخصی بودن مجازات‌ها مسئولیت کیفری ندارند.

 

وظایف دارنده برای طرح شکایت کیفری

برای آنکه دارنده بتواند علیه صادرکننده طرح شکایت کیفری کند باید وظایفی را رعایت کند که به شرح ذیل است:

۱.دارنده باید ظرف مدت ۶ ماه از تاریخ صدور چک اقدام به اخذ گواهی عدم پرداخت کند.

۲.دارنده باید ظرف مدت ۶ماه از اخذ گواهی عدم پرداخت اقدام به طرح شکایت کیفری کند.

 

شاکی در طرح شکایت

شخصی می‌تواند برای طرح شکایت کیفری اقدام کند که:

اولا دارنده باشد.

ثانیا گواهی عدم پرداخت الزاما به نام او باید باشد.

ثالثا برای اولین بار چک را به بانک ارائه کرده باشد.

کسی که چک پس از برگشت از بانک به وی منتقل شده حق شکایت کیفری ندارد مگر آنکه انتقال به واسطه ارث باشد.

 

چک‌های فاقد وصف کیفری

برخی از آن‌ها قابلیت شکایت کیفری ندارند و فقط می‌توان نسبت به آن‌ها اقدام به اقامه دعوای حقوقی یا درخواست اجرا از اداره ثبت اسناد کرد.

آن‌ها از قرار ذیل هستند:

۱. سفید امضا

۲. بدون تاریخ

۳. مشروط: اگر در متن چک وصول وجه آن منوط به تحقق شرطی شده باشد یا آنکه بدون قید در متن ثابت شود که وصول وجه آن منوط به تحقق شرطی بوده است.

۴. تضمینی: اگر در متن چک قید شده باشد که بابت تضمین انجام معامله یا تعهدی است یا آنکه بدون قید در متن، ثابت شود که بابت تضمین انجام معامله یا تعهدی است.

۵. وعده‌دار: اگر تاریخ واقعی صدور چک مقدم بر تاریخ مندرج در متن آن باشد.

فرض براین است که چک درهمان تاریخ مندرج در متن آن صادر شده است مگر خلاف آن اثبات شود.

۶.چکی که بابت معاملات نامشروع مثل بهره ربوی صادر شده باشد.

 

مجازات صدور چک پرداخت نشدنی

۱.اگر مبلغ آن کمتر از ۱۰میلیون ریال باشد: حبس تا حداکثر ۶ماه.

۲.اگر مبلغ آن بین ۱۰میلیون ریال تا ۵۰ میلیون ریال باشد: ۶ماه تا ۱سال حبس.

۳.اگر مبلغ آن بیشتر از ۵۰ میلیون ریال باشد: حبس از ۱سال تا ۲سال و ممنوعیت داشتن دسته چک برای ۲سال.

 

تعدد جرم صدور چک پرداخت نشدنی

اگر شخصی اقدام به صدور چند چک پرداخت نشدنی بکند بخاطر صدور هر یک مجازات جداگانه تعیین نمی‌شود بلکه مجموع مبالغ مندرج در متون آن‌ها ملاک تعیین مجازات شخص است.

 

تعلیق مجازات

مجازات تعیین شده درمورد صدور چک پرداخت نشدنی قابل تعلیق است اما اگر صاحب حساب با علم به مسدود بودن حساب اقدام به صدور چک بکند مجازات قابل تعلیق نیست.

 

قرارهای تامین کیفری در جرم صدور چک پرداخت نشدنی

مرجع رسیدگی کننده در این جرم یکی از قرارهای ذیل را صادر می‌کند:

۱.قرار کفالت.

۲.قرار وثیقه.

دسته‌ها
حقوق و وکالت منتشر شده

مهریه در ازدواج موقت چه احکامی دارد؟ مهریه چگونه تعیین و دریافت می‌شود؟

امروزه به دلیل شرایط بد اقتصادی بسیاری از جوانان روی به ازدواج موقت می‌آورند و از زیر مسولیت‌های ازدواج دائم شانه خالی می‌کنند. این ازدواج مختص افراد جوان نیست و تقریبا تمام افراد در سنین مختلف و وضعیت‌های مختلف تن به ازدواج موقت می‌دهند. مبحثی که در ازدواج موقت مطرح است مهریه مشخص شده توسط طرفین است. زیرا همانطور که می‌دانیم در ازدواج موقت، ارث و سایر شرایطی که در ازدواج دائم است وجود ندارد. بنابراین همانطور که متوجه شدیم مهریه در ازدواج موقت دارای اهمیت بسیار بالایی است که به آن خواهیم پرداخت.

 

عقد موقت چیست!؟

ازدواج موقت که در اصطلاح عامیانه به صیغه کردن نیز معروف است نوعی ازدواج در مذهب شیعه است که در آن عقد ازدواج برای مدتی معین و با مهریه‌ایی معلوم منعقد می‌شود و با پایان مدت عقد، رابطه زوجیت خود به خود از بین می‌رود. طبق این تعریف یکی از ارکان مهم در عقد موقت تعیین مهریه است و اگر مهریه تعیین نشود عقد باطل است. منتهی این موضوع که مقدار مهر چقدر باید باشد مهم نیست. حتی مهر یک شاخه گل  صحیح است

 

اهمیت مهریه در ازدواج موقت

ماده ۱۰۹۵ قانون مدنی مقرر کرده است که در عقد موقت ذکر نکردن مهریه باعث انحلال عقد است. با استناد به همین ماده زن به صرف انعقاد عقد مالک مهر می‌شود و هرگاه که بخواهد می‌تواند مهرش را مطالبه بکند و مرد مهر را مدیون زن است.

در ماده ۱۰۹۶ قانون مدنی آمده است که در عقد موقت فوت زن در حین عقد باعث سقوط مهریه نمی‌شود و همچنین اگر شوهر تا پایان مدت عقد با وی نزدیکی نکند هم مهر باطل نمی‌شود و زن مستحق مهر است. پس مهر در عقد موقت چنان مهم است که فوت زن یا عدم رابطه زناشویی بین زن و شوهر باعث سقوط مهریه نمی‌شود.

 

طلاق در ازدواج موقت

وضعیت مهریه زن در صورت طلاق چیست؟ در عقد موقت طلاق نداریم بلکه بذل مدت داریم. چراکه با اتمام مدت ازدواج موقت طلاق حاصل می‌شود. باید دانست حتی اگر مرد بذل مدت کند یعنی زودتر از اتمام موعد عقد موقت مفارقت بخواهد باز هم موظف به پرداخت مهریه است و با بذل مدت عقد نمی‌تواند از پرداخت مهریه سر باز زند.

 

ویژگی‌های مهریه به طور کلی

مهریه چه در عقد موقت چه ازدواج دائمی باید چند ویژگی زیر را دارا باشد.

۱- مهریه باید دارای ارزش مالی باشد یعنی در قبال آن پول یا مالی پرداخت شود ولو یک مشت گندم.

۲- مهریه باید به گونه‌ایی باشد که زن بتواند مالک آن شود و به زن منتقل شود.

۳- مهریه‌ایی که تعیین می‌کنند باید در زمان عقد موجود باشد.

۴- اگر مالی که مهریه می‌شود متعلق به شوهر نباشد نیاز به اجازه صاحب مال دارد.

۵- منفعت مهریه باید مشروع و از نظر قانون صحیح باشد.

۶- نمی‌توان دو چیز را به صورت مردد مهریه زن کرد و باید کاملا مشخص باشد. مثلا بگوییم یکی از دو خانه‌ای که مرد در فلان منطقه تهران دارد مهریه زن باشد این مهر باطل است.

 

مطالبه مهریه در عقد موقت

عقد موقت گاهی در دفتر ازدواج ثبت می‌شود گاهی خیر. این موضوع در مطالبه مهریه موثر است.

۱- اگر عقد موقت ثبت شده باشد: دفتر ازدواج اجراییه صادر می‌کند و مرد موظف است مهریه را در موعد مقرر بپردازد وگرنه با او طبق قانون برخورد می‌شود.

۲- اگر عقد موقت ثبت نشده باشد: زن باید در دادگاه از دلایل دیگری مثل شهادت شاهدان عقد و…برای اثبات ادعای خود استفاده کند.

بهتر است برای جلوگیری از به وجود آمدن مشکلاتی که شما را از حق خود دور کرده و یا بدست آوردن آن را با مشکل رو به رو می‌کند عقد موقت را در دفاتر ازدواج ثبت کنید.